2011/3/19

کودکان استثنایی (ناشنوایان وسخت شنوایان)

مسائل آموزش و پرورش

 موضوع: کودکان استثنایی

(ناشنوایان وسخت شنوایان)

 

ئه من منالیکم کزو لئ قؤماو

تاراده یه که م پیم ئه لین جئ ماو

جا خوت خه ره جیم به فیکر و خیال

شؤکری خوات که و ده ر که له  خوت بال

بنازه و بلئ [الحمدلله]

قه لب ساقی خوشه و بلئ یا [الله ]

کودکان استثنایی

کودکان استثنایی کسانی هستند که نیازمند تعلیم وتربیت ویژه و خدمات وابسته اند تا از کل استعداد انسانیشان بتوانند استفاده کنند. نوع تعلیم و تربیت ویژه و خدمات ارائه شده بستگی به درجه ی خصوصیاتی دارد که کودک را از کودکان معمولی متفاوت می سازد(الگوهای برتر

تدریس در اموزش و پرورش استثنایی ص 55و56).

ناشنوایان نیز طبقه ای از کودکان استثنایی می باشند.

شنوایی یک توانمندی حیاتی است.یک کودک عادی قادر است از طریق حس شنوایی زبان و مهارتهای گفتاری مورد نیاز در تعاملات اجتماعی و نیز مهارتهای اموزشگاهی را یاد گرفته  و ان را به کار بندد؛بنابراین بخش عمده ی ارتباطات ما از طریق شنوایی و گویاییی حاصل می شود(آموزش وپرورش کودکان استثنایی ص 148).

آسیب شنوایی موضوعی خانوادگی است و می تواند پویایی خانواده و انتظارات و راههایی که اعضای خانواده با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند را تغییر دهد(مجله تعلیم وتربیت استثنایی شماره 67ص 27).

تاریخچه ی آموزش و پرورش کودکان استثنایی

از سال 1975قانون تعلیم و تربیت برای تمام کودکان معلول به تصویب رسید که به موجب آن تمام کودکان با هر ناتوانی حق دارند از تعلیم و تربیت همگانی مناسب و رایگان در مدرسه با حداقل محدودیت متناسب با نیازهای آموزشی خود برخوردار شوند(آوپ کودکان استثنایی ص 16).

نخستین تلاش ثبت شده برای آموزش یک فرد ناشنوا به سال 691میلادی برمی گردد .چند سال بعد نیز در ایتالیا شخصی به نام «پیتر کاسترو»به تعلیم کودک ناشنوایی اقدام کرد. در ایران به دو نام آشنا به نام های ذبیح بهروز و جبار باغچه بان برمی خوریم.نخستین کالج تربیت معلم ناشنوایان در شهر لکسینگتن به وسیله ی شخصی به نام هوراس من در آمریکا تأسیس شد و دانشکده ی گالادت در آمریکا نیز نخستین دانشکده ای بود که به پذیرش دانشجویان ناشنوا اقدام کرد(همان ص 71-70).هدف غایی تربیت ناشنوایان افزایش توان استفاده موفقیت آمیز کودک ناشنوا و سخت شنوا از علائم صوتی برای یادگیری زبان،برقراری ارتباطی کارآمدو کسب مهارتهای آموزشگاهی باشد(تربیت شنوایی پیشگفتار). 

ناشنوایی و طبقه بندی ان

اسیب های شنوایی می تواند طیفی گسترده از ناشنوایی کامل تا درجات خفیف سنگینی گوش را در بر گیرد؛بنابراین تعاریفی متعدد از ناشنوایی شده است :

-ناشنوا کسی است که به سبب فقدان یا نقص شنوایی نتواند از طریق گفتار ،با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار کند.

-از نظر نظام اموزشی ناشنوا کسی است که نتواند از برنامه ها و کلاسهای درسی عادی بهره گیرد و نیاز به تعلیم با روش خاص داشته باشد.

-ناشنوا به فردی اطلاق می شود که مقدار باقی مانده ی شنوایی او برای فراگیری زبان از طریق شنوایی ، استمرار تکلم طبیعی و فراگیری مطالب از راه گوش کافی نباشد؛لذا برای یادگیری ، نیاز به روشهای خاص و برنامه ریزی ویژه داشته باشد(آشنایی با ویژگیها و مسائل کودکان استثنایی ص 67).

برطبق برخی از نظریه ها ناشنوایان را با توجه به میزان باقیمانده ی شنوایی به 4 گروه تقسیم می کنند :

الف:ناشنوایان مطلق که بیش از 85 تا 90 دسی بل از شنوایی خود را از دست داده اند .

ب: ناشنوایی حاد که حدود 70 تا 84 دسی بل از شنوایی فرد از دست رفته است.

ج: ناشنوایی ملایم که حدود 55 تا 69 دسی بل از شنوایی فرد از دست رفته است.

د: ناشنوایی خفیف که در آن حدود 25 تا 54 دسی بل از شنوایی فرد از دست رفته است(همان ص 68).

چنانچه ملاک ما در تقسیم بندی ناشنوایی میزان شنوایی باشد می توانیم آنها را به 3 گروه تقسیم کنیم: ناشنوایی کامل ، نیمه شنوایی ، سخت شنوایی . اما اگر ملاک ، علت شناسی ناشنوایی باشد ناشنوایی ها را در دو دسته تقسیم بندی می نماییم:ناشنوایی ژنتیکی ، ناشنوایی غیر ژنتیکی و چنانچه عملکرد سیستم شنوایی مد نظر گرفته شود می توان ناشنواییها را به دو دسته ی کلی طبقه بندی کرد: ناشنوایی انتقالی ، ناشنوایی ادراکی یا عصبی(همان ص 73).

ناشنوایی انتقالی به انتقال مکانیکی امواج صوتی از راه گوش خارجی و میانی مربوط می شود ؛ در حالیکه ناشنوایی عصبی به گوش درنی مربوط است(همان ص 91).

ویژگی ناشنوایان

از آنجایی که ناشنوایی بر رشد زبان تأثیری منفی دارد و نیز از آنجا که بالندگی اجتماعی کودک به یادگیری چگونگی تعامل با دیگران وابسته است و بخشی از این تعامل از طریق کلام صورت می گیرد کودکان دارای آسیبهای شنوایی معمولاٌ با نوعی تأخیر در بالندگی های اجتماعی روبه رو هستند(همان ص 76).

برخی دیگر از ویژگی های آنان :

-کمتر قبول مسئولیت می کنند و به انجام فعالیتهایی تمایل دارند که عمدتاٌ تکانه ای هستند.

-در تعامل عاطفی که جزیی مهم از تعامل های اجتماعی است ناموفق هستند و همین امر موجب درکی ناصحیح از اعمال دیگران است.

-از خود محوری بالاتری برخوردارند

-استانه ی تحمل آنان کمتر از همگنان طبیعی شان می باشد

-با دیگران سازگاری مطلوبی ندارند

-در تواناییهای شناختی با همگنان متفاوتند

-خزانه ی لغات کمتری دارند و خزانه ی لغات آنان بیش از ان که در بر گیرنده ی وازه های انتزاعی و صوری باشد شامل واژه های عینی و ملموس است

-در محاورارت عادی خود از جملاتی استفاده می کنند که طول کوتاهتر و پیچیدگی کمتری دارند و اغلب زمانها ،ملکیتها و جمعها را حذف می کنند

-در انیشه ورزی دچار ضعف شده و قادر به ارائه ی عملکردهای انتزاعی سطح بالا نیستند

-عدم توانایی آنان در استفاده ی کامل از قدرت برقراری ارتباط به وسیله ی نوشتار

-بدبینی، درونگرایی ، توقعبیش از حد از حالات عاطفی کودکان ناشنواست(همان ص 78-77)

علل ناشنوایی

ناشنواییها یا ژنتیکی هستند یا غیر ژنتیکی .ناشنوایی زنتیکی در اثر ناهنجاریهای کروموزومی ایجاد می شود. ناشنوایی غیر ژنتیکی  شامل ناشنوایی مادر زادی و اکتسابی می شود،ناشنوایی مادرزادی غیر ارثی شامل سرخچه ی داخل رحمی ، عدم رسش ، عفونت ویروسی، سیتو مگالو ویروس داخل رحمی ،کمبود اکسیزن ،بیلی روبین بالا و توکسوپلاسموز درمان نشده است.

ناشنوایی اکتسابی که در اثر آسیب مغز یا دستگاه شنوایی و زمانی پس از تولد رخ می دهد که عبارتند از :مننژیت باکتریایی ، ضربه ی مغزی ، استفاده از داروهای مغزی برای گوش و سرطان خون که خوشبختانه جز منننژیت باکتریایی بقیه ی موارد به ندرت رخ می دهند (مجله تعلیم وتربیت استثنایی ش75 ص76-75-74).

فرد ناشنوا به علت محرومیت از این توانمندی زیانهایی متحمل می گردد به عبارتی عدم امکان استفاده از حس شنوایی فرد بر تمام جنبه های هوش، پیشرفت عقلی ، سازگاری اجتماعی و رشد زبان و گفتار فرد تأثیر می گذارد(آوپ کودکان استثنایی ص 159).

جهت گیری های اموزشی

جهت گیری های آموزش ناشنوایان نیز همانند دیگر گروههای استثنایی می تواند در قالبهای شناخته شده ی معین قرار گیرد؛ چرا که آموزش استثنایی در همه ی گروهها چه از لحاظ کمیت و چه از لحاظ کیفیت امکانات و تسهیلات و روشهای آموزشی و کادر مورد نیاز از سویی کاملاٌمتفاوت با اموزش عادی است و از سوی دیگر دارای نوع خاصی از همگنی در میان گروههای متفاوت و خود می باشد.این جهت گیریها به طور خلاصه عبارتند از :

1-اموزش خاص در مدارس خاص

2-اموزش خاص در مدارس عادی

3آموزش خاص درمدارس  شبانه روزی

4-  آموزش عادی در مدارس عادی(آشنایی با ویژگیها و مسائل کودکان استثنایی ص 87).

آموزش کودکان ناشنوا و سخت شنوا

فنون و شرایط آموزشی که برای آموزش ناشنوایان به کار گرفته می شود به طور معنی داری متفاوت از روشهایی است که برای افراد نیمه شنوا به کار می رود.زیرا که کودکان سخت شنوا قادر به اکتساب زبان و گفتار از راه شنیدن می باشند و می توان با استفاده از ابزار کمک شنوایی ، برنامه های متعدد درمانی و جبرانی مربوط به گفتار خوانی و تربیت شنوایی را در کلاس های عادی به آنان آموزش داد ؛اما مشکل افراد ناشنوا این است که هرگز گفتاری را نشنیده اند ، لذا قادر به اکتساب زبان به طور طبیعی نخواهند بود(آوپ کودکان استثنایی ص 166).

در راستای تحقق اهداف آموزشی کودکان سخت شنوا و ناشنوا در مدارس بایستی به موارد زیر توجه نمود:

1-تعیین افرادی که نیاز به کمک دارند

2- توجه به این امر که آنان به طور مناسب شناسایی شده و اینکه آیا نیاز به درمان پزشکی دارند یا خیر؟

3-فراهم نمودن برنامه ی اموزشی مناسب (همان ص 166).

چهار روش اصلی در آموزش کودکان سخت شنوا و ناشنوا رایج است:

1-روشهای دیداری (زبان اشاره)

2-ارتباط کلی که روشهای تأکیدکننده بر لب خوانی ، گفتار ، حرکات طبیعی و نظام اشاره ی رمزگذاری شده ی را با هم ترکیب می کند

3-روشهای شنیداری محور مانند شنیداری /شفاهی که در آن کودک اغلب در مدرسه با تأکید بر آموزش شنیداری و جلسات آموزش گروهی با دیگر کودکان ناشنواآموزش می بینند

4-روش شنیداری /کلامی که از گوش دادن به عنوان حس اولیه برای رشد زبان گفتاری استفاده می کند(مجله تعلیم و تربیت ش 67 ص 22).

اموزش کودکان ناشنوا باید از پایین ترین سن آغاز شود و در برگیرنده ی آموزش لبخوانی ، استفاده از باقی مانده ی شنوایی یا بدون کمک گرفتن از ابزارهای کمک شنوایی و در صورت لزوم آموزش زبان اشاره به عنوان زبان کمکی می باشد.آموزشهای کلاسیک نیز در قالب های شناخته شده ی خاص ارائه می گردد(آشنایی با ویژگیها و مسائل کودکان استثنایی ص 91).

روش شنیداری / کلامی

از انجا که هیچ نظام ،روش یا روش شناسی ارتباطی طراحی شده برای پاسخ به تمامی نیاز های فردی کودک و خانواده اش وجود ندارد؛روش شنیداری/ کلامی تنها یک گزینه است.درمان شنیداری / کلامی شامل آموزش ، راهنمایی ، پشتیبانی و حمایت خانواده است(مجله تعلیم و تربیت ش 67 ص 23).

مطابق نظر فلکسر ،آدمی به لحاظ عصب شناختی برای رشد زبان گفتاری و مهارتهای خواندن از راه  دستگاه عصب مرکزی ، بیشتر مردم فکر می کنند که خواندن مهارتی دیداری است، در حالیکه پژوهش تازه ی نقشه نگاری مغز نشان می دهد که مراکز ابتدایی خواندن مغز در قشر شنیداری (بخش شنیداری مغز ) واقع شده اند که نشان می دهند چرا بسیاری از کودکان که به کاهش شنوایی زاده می شوند و دسترسی به ورودی شنیداری ندارند، اگر چه در خردسالی بینایی شان خوب است دشواری زیادی در خواندن دارند(همان ص 21).

روش شنیداری/ کلامی یک روش ارتباطی و مداخله برای کودکان آسیب دیده ی شنوایی است که اصول اقتباس شده از پیشگامانش دورن پولاک،هلن هولیک بیبی و دانیل لینگ را در هم آمیخته است (همان ص 23).

درمان شنیداری / کلامی مبتنی بر جلسات انفرادی و تشخیصی با تأکید بر استفاده از فناوری شنوایی در شرایط مطلوب و معنادار است و هم چنین بر این باور استوار است که بیشتر کودکان دچار کاهش شنوایی ملایم تا عمیق با تقویت کننده ی مناسب و تحریک فراوان زبان و گوش دادن برای رشد قابلیت شنوایی شان ، می توانند از راه زبان گفتاری برقراری ارتباط را بیاموزند. هر جلسه شنیداری / کلامی در بر گیرنده ی ارزیابی در جریانی از پیشرفت کودک و والدین در 5 حوزه ی شنوایی ، گفتار، زبان ، شناخت و ارتباط می باشد(همان ص 23).

بیشتر برنامه های شنیداری / کلامی ، جلسات درمان هفتگی به مدت یک تا یک و نیم ساعت را پیشنهاد می کنند(همان ص 24).

فلسفه ی روش شنیداری /کلامی مجموعه ای از اصول راهنمایی کننده مهم و منطقی است. این اصول ، ملزومات اساسی مورد نیاز برای تشخیص انتظاراتی است که خردسالان سخت شنوا و ناشنوا می توانند برای استفاده از حتی کمترین مقدار باقیمانده ی شنوایی آموزش ببینند.استفاده از باقیمانده ی شنوایی تقویت شده به کودکان ناشنوا و سخت شنوا اجازه می دهد گوش دادن را یاد بگیرند، زبان شفاهی را پردازش کنند و حرف بزنند. هدف این درمان و تمرینات توانا کردن کودکان ناشنوا و سخت شنوا به رشد در محیط های عادی یادگیری و زندگی است (همان ص 26-25).

 

 

اصول تمرین های شنیداری/ کلامی

1-کشف و شناسایی تا حد امکان زود هنگام آسیب شنوایی از راه برنامه های غربالگری، به طور آرمانی در مهد نوزادان و در سرتاسر دوران کودکی

2-دنبال کردن فوری و قوی مدیریت پزشکی و شنوایی شناختی، شامل انتخاب ، تغییرات و نگهداری سمعک مناسب ، کاشت حلزون شنوایی یا دیگر وسایل کمک حسی

3- راهنمایی ، مشاوره و حمایت و والدین و پرستاران کودک به عنوان الگوهای اولیه ی رشد زبان گفتاری و کمک به آنها برای فهم اثر ناشنوایی وآاسیب شنوایی بر کل خانواده

4-کمک به کودکان یرای یکپارچه کردن گوش دادن با رشد مهارتهای اجتماعی و ارتباطی شان

5-حمایت از رشد شنیداری / کلامی کودکان از راه آموزش انفرادی :جلسات انفرادی موجب درمان تشخیصی شنیداری/ کلامی کارآمدتر شده توجه بیشتری را بر یگانگی کودک و والدین و بر نتیجه ی رفتار های احتمالی متمرکز می کند.

6-کمک به کودکان برای پایش صداهای خود و دیگران به منظور تقویت فهم زبان گفتاری :پایش کافی نظام پسخوراند و پیشخوراند به تولید صداهای خوشایند و گفتار قابل فهم کمک می کند. گوش دادن مؤثر به صدای خود و تنظیم آن ، کودک را برای ارتباط مستقل با کمترین نیاز برای وضوح یا تفسیر آماده می کند.

7-استفاده از الگوهای طبیعی رشد گوش دادن ، زبان و شناخت برای تحریک ارتباط طبیعی: هنر پرورش شنیداری / کلامی آفرینش فعالیتهای به تأخیر افتاده است که اهداف شنیداری/ کلامی هر جلسه را تعمیم می دهد.

8-ارزیابی پیوسته ی رشد کودکان در حوزه های بالا ، از راه مداخله ی تشخیصی و در صورت نیاز اصلاح برنامه:  درمان تشخیصی پیوسته ، کلید عملکرد درمانگر شنیداری/ کلامی است. درمانگر حرفه ای لازم است برای برنامه ریزی ، بحث و راهنمایی مؤثر والدین از راه همپوشانی مراحل رشدی بداند که عملکرد کودک در کدام سن و مرحله ای است .

9- ایجاد خدمات حمایتی برای تسهیل فراگیرسازی آموزشی و اجتماعی کودکان در کلاسهای آموزش عادی :هنگامی که کودک به نظام آموزشی وارد می شود یا ان را ادامه می دهد متخصصان شنیداری / کلامی لازم است تا به عنوان بخشی از گروه آموزش تلفیقی عمل کنند. کودکان آسیب دیده ی شنوایی برای اینکه به طور موفقیت آمیزی در محیط های آموزش عادی یکپارچه شوند نیازمند شبکه ی خدمات حمایتی قوی هستند. خدمات حمایتی مناسب برای والدین ، آموزگاران کلاس ، آموزگاران مرجع، مشاوران و آموزگاران با وظایف ویژه ی حرفه ای باید بازتاب آمادگی برای عادی سازی باشد

(همان ص 28-27-26).

مسائل آموزش کودکان استثنایی

1-مشکل اولیه که مدارس با آن روبرو هستند شناسایی و جایدهی کودکانی است که نیاز به کمک دارند.اغلب کودکان دارای ضعف شنوایی 40 تا 50 دسی بل معمولاٌ توسط والدین یا معلمان شناسایی نمی شوند. لذا در برخی مواقع ضعف شنوایی آنان به اشتباه به مسائلی از جمله هوش پایین ، مشکلات عاطفی و یا عدم علاقه نسبت داده می شود(اوپ کودکان استثنایی ص 167).

2-چون پیشرفت تحصیلی در بیشتر جنبه ها با توانایی تکلم ارتباط دارد و فرد ناشنوا قادر به صحبت کردن نمی باشد، پس در اکثر زمینه های تحصیلی دچار مشکل و تأخیر می شود(همان ص 161).

3-محل تحصیل کودکان ناشنوا و سخت شنوا : پنتین و همکاران در طی مطالعه ای دریافتند که عملکرد کودکان ناشنوا در آزمونهای هوشی غیر کلامی و عملکردی با توجه به محل تحصیل آنها متفاوت است.کودکانی که در مدارس ویژه اقامت داشتند بهره ی هوشی شان به ندرت به عدد 90 می رسید. در حالیکه کودکانی که در مدارس عادی تحصیل می کردند بهره ی هوشی نزدیک به 100 را به دست آوردند(همان ص 162).

4-جداسازی این کودکان از سایر همگنان و ارائه ی برنامه های آموزشی ویژه به صورت انفرادی است؛در این صورت فرد آسیب دیده اغلب از امکان ارتباط و تعامل با محیط های گسترده تر و متنوع بازمانده و در انزوا بزرگ می شود.این کودکان در دوست یابی ، تعامل با افراد خارج از خانواده و مشارکت در تعاملات اجتماعی ضعیف عمل نموده و عملاٌ افرادی خجول و غیر اجتماعی می شوند؛ لذا این افراد ترجیح می دهند که بیشتر باافرادی که دارای معلولیت مشابهی هستند تعامل داشته باشند  (همان ص163).

5-والدین کودکان ناشنوا ، اغلب ناشنوایی کودک را همراه با احساس سرخوردگی و ناامیدی کامل از زندگی و یا شوک درک می کنند؛احساس خشم والدین نسبت به فرزند ناشنوایشان نتیجه ی طبیعی  احساس عجز و ناتوانی آنها در برابر اوست، هنگامی که نمی دانند و نمی توانند چگونه با وی ارتباط برقرار کنند(مجله تعلیم وتربیت ش 83 ص11).

اجتناب از قبول ناشنوایی فرزند و انکار آن اولین واکنش والدین است که اگر انکار مزمن و دراز مدت شود مشکل کم شنوایی و ناشنوایی را تشدید می کند و باعث انزوای خود خواسته ای می شود که در اثر انکار ایجاد شده و منجر به تنها ماندن والدین می شود(مجله تعلیم وتربیت ش 53-52 ص 7-6).

6-عدم اعتماد به نفس و عدم توجه و تمرکز در کودکان ناشنوا وسخت شنوا: برخورداری از خود ارزشمندی و اعتماد به نفس قوی سرمایه ی ارزشمند حیاتی برای کودکان و نوجوانانی است که از مهارتهای اجتماعی کمتری برخوردارند.در مدارس استثنایی  بین پیشرفت تحصیلی و نگرش فرد نسبت به  خود رابطه ی مستقیمی وجود دارد(مجله تعلیم وتربیت ش 89-88ص 68).

7-مشکل اصلی افراد ناشنوا و سخت شنوا فقدان شنوایی نیست ؛ بلکه عدم توانایی آنان در اکتساب و تحول گفتار و زبان است

(آوپ کودکان استثنایی ص 166).

8- عدم توجه به روحیات معلمان کودکان استثنایی وافسردگی و  فرسودگی شغلی آنانکفرسودگی شغلی یعنی کاهش مزمن منبع انرژی شخص که منجر به کاهش احساس کفایت ، کسب موفقیت و پیشرفت در شغل شخصی و سازمانی می شود.

فرسودگی شغلی به بررسی سه جنبه ی فرسودگی عاطفی ، مسخ شخصیت یا بد بینی و حس فقدان موفقیت شخصی یا اثر حرفه ای می پردازد(مجله تعلیم وتربیت ش 75 ص 22-21).

 

 

راهبردها به ترتیب مسائل

1-نظام دارترین روش در تشخیص کودکان ناشنوا این است که ابتدا یک آزمون غربالگری بر روی تمامی کودکان سنین مدرسه رو اجرا و کودکانی که در آزمون غربالگری نمره ی قبولی به دست نیاوردند را مجدداٌ با اجرای یک آزمون فردی دقیق و تخصصی تر مورد ارزیابی قرار داد.آزمون غربالگری به صورت فردی و گروهی قابل اجراست.  کودکانی که مشکوک به ضعف شنوایی هستند را باید به پزشک متخصص گوش برای تعیین میزان دقیق شنوایی و نیز استفاده از هر گونه برنامه ی درمانی  احتمال معرفی نمود(آو پ کودکان استثنایی ص 167).

مراحل تشخیص و ارائه خدمات را می توان به صورت زیر ارائه نمود: الف: غربالگری اولیه ی کودکان

ب: اجرای آزمون آستانه ی شنوایی و ارجاع فرد به متخصص گوش در صورت وجود مشکلات شنوایی

ج:اجرای معاینات مربوط به گوش و ارائه ی برنامه ی درمانی مناسب در صورت نیاز

د: اجرای معاینات شنوایی سنجی با استفاده از آزمونهای تخصصی و وسایل کمک شنوایی

و:ارزیابی روانی – آموزشی و ارائه ی خدمات آموزشی ویژه

ه: برنامه ریزی(همان ص 168-167).

2-استفاده از آزمونهای غیر کلامی در میزان پیشرفت تحصیلی بخصوص هوش : کریکاس اظهار می دارد که اگر  به جای آزمونهای کلامی از آزمونهای غیر کلامی و توأم با استفاده از زبان اشاره استفاده گردد، عملاً تفاوت معناداری بین افراد نا شنوای مطلق و عادی دیده نمی شود(آوپ کودکان استثنایی ص 160).

3-آموزش عادی در مدارس عادی : این آموزش زمانی میسر است که دانش آموز به خوبی بتواند روش شفاهی را فرا گیرد. تسلط بر لبخوانی به همراه  تاونایی بیان ذهنیات از جمله ضروریات مهمی است که در این شیوه باید مورد توجه قرار گیرد؛ این آموزش در واقع برای این کودکان تدارک محیطی با کمترین محدودیت است. محیطی که بیشترین فرصت را برای تعامل با همسالان طبیعی فراهم آورده است(آشنایی با ویژگیها و مسائل کودکان استثنایی ص9 8).

4-آموزش خاص در مدارس عادی: در این حالت میزان تشابه کودکان ناشنوا با کودکان عادی بسیار بیشتر از میزان تفاوت یافتگی و تمایز آنان می باشد. آنان همانگونه که در جامعه در کنار افراد طبیعی زندگی می کنند در محیط های آموزشی نیز باید از این امکان برخوردار باشند. عدم استفاده از محیط های آموزشی عادی می تواند احساس انزوا ، جدایی و طرد شدگی را در کودکان ناشنوا ایجاد یا تشدید نماید(همان ص 88).

5- والدین در سالهای ابتدایی ، نخستین الگوهای رشد گوش دادن و زبان گفتاری هستند و مأموریت معلم و درمانگر کمک به والدین است که مثبت ترین  و تولیدی ترین تجربیات را برای تحریک ارتباط کلامی از راه گوش دادن فراهم کنند(مجله تعلیم و تربیت ش 67 ص 27).

خانواده ی سالم ، خانواده ای است که به نیازهای همه جانبه ی اعضای خود در گستره ی حیات توجه دارد و سعی می کند به انتظارها و نیاز های کودکان به شیوه های درست پاسخ دهد؛ بنابراین باید:

-در ارتباط با آموزش و پرورش کودک ناشنوا احساس مسئولیت کنند

-هر چه سریعتر اقدامات توان بخشی و مداخله ای لازم را برای او آغاز کنند

- از او در حد توانایی و وسعش انتظار داشته باشند

-با او متناسب با سن، جنس و محدودیت هایش رفتار کنند

-از کار با او خسته نشوند

-او را همانگونه که هست بپذیرند

-توصیه های مربیان و متخصصان را در همه ی موقعیتهای زندگی به کار ببندند

-به توانایی های کودکشان تکیه کنند ، نه به ناتوانی هایشان

-به وضع ظاهری و لباس او توجه کنند

-در حد اعتدال او را نوازش کرده و مورد محبت قرار دهند اما ادب و تربیت او را در نظر داشته باشند

- فرصتها، امکانات و شرایط مناسب را برای رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوه ی او فراهم کنند

-در مورد چیزهای مورد علاقه شان با او صحبت کنند

-به احساسها و عواطف او توجه کرده و آنها را بپذیرند

- کودک ناشنوا را در جریان صحبت های خانوادگی قرار دهند

- او را به مجامع عمومی ، پارکها، گردش و مکانهای تفریحی برده و اجازه دهند که با دیگران ارتباط برقرار کرده و بازی کنند

-به سؤالهلی او با حوصله و به دقت پاسخ دهند(مجله تعلیم و تربیت ش 81-80 ص 35-34).

-همچنین او را مستقل یار آورند یعنی اجازه ی انتخاب به او داده ، به او مسئولیت بدهند و حتی به کودکان بیاموزندکه بعضی چیزها را خودشان از دیگران در خواست کنند(مجله تعلیم وتربیت ش 75 ص 51-50).

6-افراد ناشنوا و سخت شنوا اغلب احساس می کنند «هیچ کس آنها را درک نمی کند » این احساس تا حدی صحیح است اما بیشتر اوقات این طور تفسیر می شود که هیچ کس مرا دوست ندارد. این باور منجر به افسردگی های خفیف و حتی شدید در کودک و خانواده اش می شود پس اموزش خانواده ها برای مقابله با احساسات ناراحت کننده و پذیرفتن واقعیت در اولویت می باشد(مجله تعلیم و تربیت ش 52و53 ص8-7-6).

امروزه متخصصان آموزش و پرورش استثنایی کشور به استفاده از روش آموزش فراگیر(جایدهی کودکان استثنایی در مدارس عادی و ارائه ی خدمات آموزشی به آنان ) اعتقاد راسخ دارند؛ پس افزایش آگاهی و دانسته های معلمان که پذیرای این دانش آموزان هستند، ضرورتی غیر قابل انکار است و باید 4 اصل صبر ، مقاوم بودن ، تحسین کردن دانش اموزان، داشتن دیدگاهی مثبت را پیش از هر چیز مد نظر داشته باشند .

بنابراین ، زمانی افراد دارای آسیب شنوایی می توانند ارتباط مناسبی با اطرافیانشان برقرار کنند که اعضای خانواده ، آموزگاران ، دوستان و آشنایان چگونگی برقرای ارتباط را به آنها بیاموزندو شرایط محیطی مناسبی را برای آنها ایجاد کنند(مجله تعلیم وتربیت ش 88و89 ص23-22).

7-برای حل مشکل عدم توانایی اکتساب زبان در کودکان دارای آسیب شنوایی باید توصیه های اموزشی زیر را در کلاس و مکانهای آموزشی به کار گرفت:

-دانش اموزان را در جایی بنشانید که بتوانند به آسانی حرکات لب شما را ببینند

-خیلی بلند صحبت نکنید زیرا این کار باعث ناراحتی دانش آموزانی می گرددکه از سمعک استفاده می نمایند

-ساده لباس بپوشید و از آرایش و به کار بردن زیور آلات خودداری نمایید؛ تا توجه دانش آموزان منحرف نگشته و در امر لبخوانی ایجاد اختلال نگردد

-در رویارویی با دانش آموزان طوری قرار بگیرید که نور چهره ی شما را کاملاً روشن کند تا استفاده از لبخوانی میسر گردد

-از قدم زدن در کلاس به هنگام تدریس خودداری کنید؛ زیرا ممکن است باعث شود تا تعدادی از دانش آموزان نتوانند حرکات چهره ی شما را به دقت ببینند

-از صحبت کردن به هنگام نوشتن روی تخته ی کلاس به طور جدی خودداری کنید؛ زیرا هیچ شاگردی چهره ی شما را نمی بیند

-در طی بحث های کلاسی ، دانش آموزان را به قرار گرفتن روبروی گوینده تشویق کنید

-تکالیف و دستورات را روی تخته ی کلاس بنویسید تا مطمئن شوید که همه آن را به خوبی دریافته اند

-وزن و آهنگ کلام دانش آموزانتان را تحت آموزش و پرورش قرار دهید

-به دانش اموزانتان تمرینات تنفسی لازم را بدهید

-نقش والدین و مشارکت فعالانه ی انها را در برنامه ریزی های آموزشی در نظر گرفته و آموزشهای لازم را به انان ارائه نمایید

-حتی الامکان دانش آموزان را به خواندن کتاب های مختلف به صدای بلند تشویق کنید

-صبر و حوصله و تکرار و تمرین در سایه ی پشتکار می تواند ضامن موفقیت یک آموزگار خوب باشد

-نحوه ی استفاده و تنظیم وسایل کمک شنوایی مانند سمعک را هم به دانش آموزان و هم به والدین آموزش دهید(آشنایی با ویژگیها و مسائل کودکان استثنایی ص 90-89).

8افزایش حقوق معلمان کودکان استثنایی به عنوان شاخص اساسی ، کاهش سابقه ی کار این معلمان که با افزایش سن حوصله و دقت آنها نیز کاهش می یابد؛عدم استفاده از معلمینی که دچار بیماری های روانی – عاطفی ، سردردهای مزمن ، فشار خون و.... هستند(نظر شخصی).

منابع و مأخذ

1-حاج بابایی، مرتضی. دهقانی هشتجین، یاور(1385).آشنایی با ویژگیها و مسائل کودکان استثنایی . تهران : انتشارات مدرسه.

2- بنی هاشمی، سید عبدالله. غلام زاده صفار، حسین(1388).آموزش و پرورش کودکان استثنایی .  تهران : انتشارات دانشگاه پیام نور.

3- پور سلطانی ، مریم. قیومی ، عفت. رحمنی ، ملیحه. امیری ، فاطمه(1386).الگوهای برتر تدریس در آموزش و پرورش استثنایی .

4- حسن زاده ، سعید(1378). تربیت شنوایی. تهران : انتشارات سازمان آموزش و پرورش استثنایی.

5- مجله ی علمی ، آموزشی و فرهنگی تعلیم و تربیت استثنایی شماره ی 95و96 .آبان و آذر 1388. تهران : مجوز انتشارات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

6- مجله ی علمی  ،آموزشی و فرهنگی تعلیم و تربیت استثنایی شماره ی 80و 81 . مرداد و شهریور 1387 .

7- مجله ی علمی ، آموزشی و فرهنگی تعلیم و تربیت استثنایی شماره ی 75 . اسفند1386 .

8- مجله ی علمی ، آموزشی و فرهنگی تعلیم و تربیت استثنایی شماره ی 67. تیر 1386.

9- مجله ی علمی ، آموزشی و  فرهنگی تعلیم و تربیت استثنایی شماره ی 88و 89. فروردین و اردیبهشت 1388.

10- مجله ی علمی ، آموزشی و فرهنگی تعلیم و تربیت استثنایی شماره ی 52و 53 . فروردین و اردیبهشت 1385.

11- مجله ی علمی ، اموزشی و فرهنگی تعلیم وتربیت استثنایی شماره ی 83. ابان 1387.

به امید انکه همه ی کودکان  معلول  در آینده از نعمت اموزش و پرورش ایده آل برخوردار باشند.

«و من الله التوفیق »

 کریمی

رشته ی علوم تربیتی

 

نوشته شده توسط در 10:26 |  لینک ثابت   •